اميد خيالی

اگر ميبينيد به کسی دل بستم که نميرسم نه چون نميدانم نميرسم

چون ميدانم اميد ديگری ندارم پس بر آن نباشيد که اين را به من اثباط کنيد 

  
نویسنده : علیرضا دستجردی ; ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٥


قصه من و تو ( بود و نبود )

يکی بود يکی نبود....

وقتی اين يکی بود اون يکی نبود

وقتی اون يکی بود اين يکی نبود...

خلاصه ما هم نفهميديم که کی بود و کی نبود

امّا فهميديم که هيچوقت اون يکی با اين يکی نبود

  
نویسنده : علیرضا دستجردی ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸٥


نه از

نه از نديدنت

نه از نبودنت

نه از نبوييدنت

نه از نيافتنت

نه از نساختنت

نه از نداشتنت

نه از دوريت

نه از .....

از غم سينه ات

از سيگار روی لبت

در عذابم

  
نویسنده : علیرضا دستجردی ; ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ،۱۳۸٥


چه کردم چه کردی

چه کردم چه کردی؟

ول کردم گرفتی!

گرفتم گرفتی!!

چسبيدم ول کردی!!!!

دوست

نداشتم داشتی!

داشتم داشتی!!

عاشقم نداری!

ستم

کردم ديدی!

ديدم کردی!

  
نویسنده : علیرضا دستجردی ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٥


نمی دانم

نميدانم چه می خواهم بگويم.

زبانم در دهان باز بستست.

  
نویسنده : علیرضا دستجردی ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٥


 

چه بگويم جانان که سکوت اين غم را بهتر رسوا ميکند

چ بگويم جانان که کشيدن جان به تن صد چندان دشوار تر از مرگ است برای اين تن که در حسرت ديدن رويت غم به جان خريده

  
نویسنده : علیرضا دستجردی ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٤


نمره

پس زمينه ذهنم خطی از تو نوشتم

مشق هايم را خط زدی

                   نمره ام صفر‌‌ـ مشروط

  من تمرينم کم بود

  
نویسنده : علیرضا دستجردی ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤


دريا و اشک

مرا به دريا فکندند و گفتند شنا کن

آب نديده بودم گريستم و در اشک خود غرق شدم.

  
نویسنده : علیرضا دستجردی ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ تیر ،۱۳۸٤


مقام زن

الاها کور و کرم کن

تا نبينم و نشنوم

حال و صدای زنی را که با دستان بی مهر همسرش

به سبک کوبه ای نوازش می شود

  
نویسنده : علیرضا دستجردی ; ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ تیر ،۱۳۸٤


نيستی

وقتی بودی فکر می کردم فقط تويی که هستی

حالا که نيستی ميدونم فقط تويی که نيستی

  
نویسنده : علیرضا دستجردی ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٤